تبليغاتX
من خوبم

من خوبم

دست از طلب ندارم/تا کام دل برآید

من خوبم.سعی می کنم.امروز حدود دو ساعت داشتم گریه می کردم و دختر ۲۰ ماهه نازم همش می گفت گریه می کنه.... ناراخت شده... و منو می بوسید. اون که منو رنجوند و باعث گریه های مداومم می شه یکی از عزیزامه....واگذارش می کنم به خدا.

حتی نمی تونم یه همسرم بگم.... اما به شما گفتم

من امروز ۱و نیم ساعت ورزش کردم.اما اصلا رژیمم رو ر غایت نمی کنم.

وزنم هم شده ۷۲

اشکال نداره.خدایا شکرت.

هیوا جان من کوتاهی کزذم.ببخشید. الانم کوچیکه توبغلمه و واقعا نمی تونم بنویسم.

خیلیییییییییییی ذهنم مشغواه

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1391ساعت 14:50  توسط خوب  | 

من روزی یک و نیم ساعت بدن سازی می رم با دستگاه. و روی رژیم ۱۵۰۰ کالری هستم.االبته راستش رو بگم تا حالا یک روز هم مطابق برنامه غذا نخوردم.اما سعی می کتم کم بخورم.راستی دارم درمورد گیاهخواری تخقیق می کنم خیلی جالبه خوشم اومده....

من هم موافقم که هیوای عزیز اگه وقت داره زحمت بکشه و سرگروه بشه.

راستی یه شلوار جین داشتم واسه قبل از بارداری اولم بود امروز دکمش بسته شد قشنگ ! اما نصف شکمم از بالاش افتاد بیرون 

رژیمم رو از مشاور تغذیه باشگاه گرفتم. خیلی مغمولی و راحنه اگه من اجراش نمی کنم چون من گاهی اصلا وقت نمی کنم ناهار بخورم یا انقدر شامم دیر می شه و وسطاش دایجستیو خوردم که دیگه سیرم!

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم اردیبهشت 1391ساعت 16:11  توسط خوب  | 

سلام. ببخشید یهو ناپدید شدم.مسافرت.قطع اینترنت و...

من برگشتم خونه خودم.رفتم مشاور تغذیه و یه رژیم خووووب گرفتم.البته خیلی برام راحت نیست طبق اون پیش یرم .اما سعیم رو می کنم.راستی وزنه اینجا هدد دیگه ای نشون می ده و چون نزدیک پ هم هستم هقته دیگه وزنم رو اعلام می کنم. من خووووووووووبم

متاسفم که همه رو نگران کردم.دلم تنگ شده بود.پیش به سوی خوش تیپی.راستی باشگاه هم می رم هرروز.بدن سازی با دستگاه.خیلی جمع شدم اما تغییر خاصی توی وزنم نداشتم.

همگروهی های گلم. موفق یاشید.

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم اردیبهشت 1391ساعت 14:47  توسط خوب  | 

طبق محاسبه اولیه باید امروز ۶۷ میبودم!!!!!!!!!!!!!!! که نبودم!

امروز بعد از ورزش ۷۱ بودم ولی... امروز من بسیار غصبی بودم که دلم میخواست همه رو بزنم!البته بی دلیل نبود اما منم زیادی جوش زدم! تا شب هم خودمو گرفتم اما در یک اقدام غافلگیرانه یک غالمه شکلات سنگ ریزه ای خوردم تند و تند!

دوستای گلم من شیر زیادی نداشتم که بدم به دخترم وقتی هم که شیشه گرفت  دیگه شیرمادر نخواست!

راستی مامانم کلی تشویقم می کنه و با اینکه دستش حیلی درد می کنه بچه هامو می گیره که من برم ورزش! دوستت دارم مامان گلم(مامانم خودش باربیه!)

الانم دخترکام خوابن!

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی و یکم فروردین 1391ساعت 0:11  توسط خوب  | 

 امروز صب همون ۷۱.۵ بودم. البته چندروزی خودمو به خاظر اتفاقی که هنوز نیوفتاده ولی می افته!!!!!!!! ناراحت کردم و بیشتر خوردم اما ....به خودم اومدم و دیدم که هر چی بشه من خوبم!

سرعت لب تا بم خیلی پایین اومده .. و بلاگفا هم که دیگه حسابی رو ناز کردنه ولسه همین نوشتن وبلاگ برای من خیلی طولانی میشه.

من هنوز ورزش می کنم هرروز خدود دوساعت می رم باشگاه از نردمیل تا دارونشست. راضیم خیلی.مربیم می گفت اگه وزن کم نمنی مشکلی نیست یواش بواش وزنت میاد پایین ولی خیلی  جمع شدم.

 هرروز صبح هم یک فنجان آب و دارچین و عسل می نوشم.صبخانه سالم می خورم مثلا امروز دو تکه نون بربری و نصف یک تخم مرغ خوردم با چای تلخ  الانم میانوعده یک سیب خوردم با دو تا گردو.

ناهار نمی خورم  تا عصر که از ورزش آمدم حدود ۶-۷  عصر  ناهار کم می خورم ۶-۸ قاشق برنج با سالاد  بی سس با سبزی و ماست کم چرب با یک یا دو خرما. معمولا اینطوری  برنامه منه اما گاهی از بیسکوییت دخترک یا چیپس و کیت کتش ناخنکی می زنم!

امیدوارم شنبه دیگه ۶۸ باشم.

هیوا جون و آزاده جون ممنونم که هوامو دارین و شرمنده که وقتم کمه. الانم فسقلی ها که هردوشون ساعت ۶ بیدار بودن خوابیدن. درضمن من تا هفته دیگه مهمون مامانم هستم و حدود  اردیبهست برمی گردم حونه خودم .امیدوارم اونموقع هم بتونم ورزش کنم.

 من خوبم. خدایا شکرت. 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم فروردین 1391ساعت 11:6  توسط خوب  |